پارت سی و هشتم :
یهو صدای زنگ یه گوشی به صدا در اومد، سایفر دستش رو توی جیب شلوارش کرد و گوشیش رو در اورد. نگاهی به صفحه انداخت و اخماش تو هم رفت. بعد از چند ثانیه مکث، تماس رو جواب داد.
اول فقط گوش میداد. نگاهم رو ازش برداشتم و به دیوار خیره شدم. همه ساکت بودن تا حرف سایفر تموم شه. اونم بعد از کلی سکوت، خیلی کوتاه خطاب به فرد پشت تلفن گفت:
- باشه.
و تماس قطع شد. کارن هم که اصلا نمیتونست جلوی کنجکاو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
یه خواننده
3الان توقع داشتم ایناز بپره وسط بحث و مخالفت کنه چون بهش نمیاد به گوشه بشینه و فقط شوکه بشه 😭😭
۳ ماه پیشنیلوفر آبی
0عالی بود ممنون خسته نباشید خدا قوت سلامت باشید
۳ ماه پیشبی نامونشون
2مگانی این پارت شنبس و پارت دوشنبه رو کی میزاری؟؟؟؟
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
برای جبران پارت شنبه قرار شد سه شنبه یعنی امروز هم پارت بزارم
۳ ماه پیشtitiii
2خب پس چرا نذاشتییییی😭
۳ ماه پیشزری
1سلام سلام... من یادم نیس تا کجا خوندم🤕🫤
۳ ماه پیشAban
0خیلی کوتاه بود مگان جون لطفا یکم پارت هارو طولانی تر کن پدرمون در میاد دو روزی یبار انقدر کوتاه :)
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
عشقم سه شنبه و چهارشنبه هم پارت داریمم😭
۳ ماه پیشtitiiii
1نذاشتی کههه😭
۳ ماه پیشاسپایدرمن
5رقص چاقوی عروسی آیناز و سایفر با منننن😔🎀🤣🤣🤣
۳ ماه پیشلیا
2منم قند می سابم بالا سرشون😂
۳ ماه پیشیه بنده خدا
2مگان جون میشه رمان روهم از زبون سایفر وهم از زبون آیناز بگی؟تروخدا🥺🥺🥺🥺🥺
۳ ماه پیشفرفری
0ادرس جایی که میخوان ازدواج کنن و تاریخ رو بفرستین لطفا من میخوام بیام عروسی دوتا خوشگلاموننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
۳ ماه پیشثمین
0مگان دوباره پارت می زاری دیگه ؟؟
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
یسسس
۳ ماه پیشnaz
1مگ مجبوره جاسوسی کنه بگه نمی کنم یک کلمه یا بره به سایفر بگه البته بنظرم سایفر می دونه
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
ببینیم چه میکنن آخر🥲
۳ ماه پیشnaz
0اصلا به شخصیت اول آیناز نمیومد که مثل یک چیز بی ارزش در موردش حرف بزنن و حتی نظر هم نخوان و اون ساکت باشه
۳ ماه پیش
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
حامد آیناز رو متقاعد کرده که این جاسوسی به نفع سایفره و برای محافظت از خودشه به خاطر همون حرفی نزد "ازدواج هم خب مشخصه که خودش چندان بدش نمیاد چون اریکا برگشته" در مورد بحث حامد و سایفر هم که خب وقتی این دو تا داشتن کلکل میکردن نمیتونست بپره وسط که ربطی به اون نداشت😭
۳ ماه پیشمحدثه
0وای یعنی میشه سایفر عاشق آیناز باشه😍😍
۳ ماه پیشرها
1اره نمبینی میگه هی به چشماش و لب هاش میگه نگا میکنه
۳ ماه پیشnaz
2حتی اگه عاشقش هم باشه یا بشه بفهمه آیناز جاسوسیش و می کنه متنفر میشه ازش
۳ ماه پیشبی نامونشون
0گلیییییییلیییییی عروسیشون مبارک باشهههههههههههههههههههههههههههههه ممنون بابت زحمتت مگانی
۳ ماه پیشملکه ی دلقک
1لعنت بهتتتتتتتتتتتت حامددددد کیفاثت ! آخه تف برت بیاد!☺️🎀 خو مرتیکههه...اوف آرامش خودمون و حفظ کنیم و به واکنش کثخلانه ی کارن فکر کنیم😭🛐🤣
۳ ماه پیشنیلو
0منتظر واکنش کارن و کسرام😂😂
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

tannaz
4اقا برا عروسی ماهم دعوتیم دیگههه بیچاره ها چقدر خرج میوفته رو دستشون